به گزارش سلامت نیوز به نقل از اعتماد، از اولین روزهای جنگ 40 روزه، سازمان حفاظت محیط زیست هشدارهایی درباره خسارات جنگ و درگیریهای نظامی برای محیط زیست و منابع طبیعی داشت، اما به دلیل تداوم حملات هوایی در اقصی نقاط کشور، برآورد دقیق از میزان خسارات ناشی از اصابت بمب و موشک و پهپاد در محیط زیست و منابع طبیعی ممکن نبود .
با اعلام آتشبس از بامداد 19 فروردین، امکان حضور و مشاهدات میدانی برای محیطبانان و بازرسان فراهم شد تا گزارشهای دقیقتری درباره خسارات وارد شده بر اثر انفجارها و اصابتها به محیط زیست و منابع طبیعی کشور، هم بعد از جنگ 12 روزه و هم بعد از جنگ 40 روزه به دست آید . این گزارشها در مواردی با کمک نهادها و وزارتخانههای فعال در حوزه صنعت، نیرو، انرژی و کشاورزی تهیه شد، چون برخی خسارات و آسیبهای محیط زیستی، اتفاقا به دلیل هدف قرار گرفتن واحدهای تولیدی، صنعتی و خدماتی ایجاد شده بود .
خسارت به مناطق حفاظت شده
سازمان حفاظت محیط زیست، در گزارشی که هفته پایانی فروردین امسال منتشر شد، اعلام کرد که در جنگ 40 روزه، حملات هوایی و هدف قرار گرفتن واحدهای تولیدی صنعتی و خدماتی مهم در 1۰ استان آذربایجانشرقی، البرز، بوشهر، تهران، خراسان رضوی، خوزستان، مرکزی، یزد، گیلان و فارس، تبعات محیط زیستی با شدتهای کم، متوسط تا زیاد داشته است. این تبعات غیر از خساراتی است که به دنبال حملات هوایی در جوار ابنیه و محوطههای معرفی و نگهداری گونههای گیاهی و جانوری و تخریب و آسیب فیزیکی این محوطهها ایجاد شده است . موزه تاریخ طبیعی و تنوع زیستی واقع در پارک چمران کرج یکی از همین محوطههاست که به دنبال حملات هوایی، دچار آسیبدیدگی زیاد شد.
طبق همین گزارش، در 7 استان هرمزگان، مرکزی، سیستان و بلوچستان، فارس، کردستان، البرز و تهران هم، مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست دچار خسارات ناشی از حملات هوایی شدند . مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت زیست، همان مناطق حفاظت شده برای زیست گونههای گیاهی و جانوری خاص و کمیاب و در معرض انقراض است و حتی تردد در مناطق حفاظت شده، تابع شرایط خاص به دلیل ویژگی این مناطق است . با این حال، حملات هوایی در جنگ 40 روزه به ۱۳ منطقه تحت مدیریت در این ۷ استان خسارات کم تا خیلی زیاد وارد کرد .
منطقه حفاظت شده سفیدکوه خرمآباد، مناطق حفاظت شده هفتادقله در محدوده مناطق قوشد، شانق، خیرآباد و منطقه حفاظت شده هفتادقله در استان مرکزی، ساحل خلیج بهرگانسر در استان خوزستان، جزایر قشم، لارک و هنگام در استان هرمزگان، سواحل پزم، تنگ، پسابندر، رمین، جزایر مرجانی، خلیج گواتر، مرکز پرنده نگری، منطقه حفاظت شده کوه بیرک و تالاب هامون هیرمند در استان سیستان و بلوچستان، منطقه حفاظت شده ارژن-
کوه بیل در استان فارس، محدوده پناهگاه حیات وحش زریبار در استان کردستان، منطقه حفاظت شده البرز جنوبی در استان البرز و منطقه خجیر و سرخه حصار در استان تهران از جمله مناطق حفاظت شدهای است که یا بهطور مستقیم یا بر اثر همجواری با مناطق نظامی، هدف اصابت پرتابهها قرار گرفت و دچار خسارت شد . نیمه اردیبهشت امسال هم عضو کمیسیون محیط زیست مجلس، از آتشسوزی و قلع و قمع حدود 7500 هکتار از جنگلها و مراتع در جنگ 40 روزه و خسارتی در حدود ۷ تا ۸ هزار میلیارد تومان بابت جایگزینی جنگل و مراتع از بین رفته خبر داد .
خسارت ناشی از انتشار آلایندهها
طبق اعلام عضو شورای راهبردی سازمان حفاظت محیط زیست، فقط در دو هفته اول حملات نظامی به ایران در اسفند پارسال، حدود ۵ تا ۵.۶ میلیون تن دی اکسیدکربن وارد آسمان کشور شد که به تفکیک، شامل حدود 2.4 میلیون تن بر اثر تخریب ساختمانها و زیرساختها، حدود 1.88 میلیون تن بر اثر آتشسوزی و انفجار مخازن نفت و فرآوردههای نفتی، حدود 529 هزار تن بر اثر مصرف سوخت در عملیات نظامی (هواپیماها، ناوها و تجهیزات) حدود 172 هزار تن بر اثر نابودی و جایگزینی تجهیزات نظامی و حدود 55 هزار تن بر اثر استفاده گسترده از موشکها و پهپادها بوده است.
یکی از مهمترین خسارات محیط زیستی که در هر دو جنگ، سلامت شهروندان را هم به خطر انداخت، حمله هوایی به زیرساختهای انرژی در استانهای تهران، البرز، بوشهر و خوزستان بود .
تیر پارسال، معاونت محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست در گزارشی اعلام کرد: «در جنگ 12 روزه، حملات موشکی به انبارهای نفتی ری و کن، منجر به از بین رفتن حدود ۱۹.۵ میلیون لیتر سوخت شد که در پی آن ۴۷ هزار تن گاز گلخانهای و بیش از ۵۷۸ هزار و ۸۲۱ کیلوگرم آلاینده وارد جو تهران شد و کیفیت هوا را به شدت کاهش داد. در شهرستان کنگان، آسیب به پالایشگاه فاز ۱۴ پارس جنوبی موجب سوختن ۵.۵ میلیون مترمکعب گاز و انتشار بیش از ۱۲ هزار تن گاز گلخانهای و ۴۳۷ هزار کیلوگرم آلاینده در هوا شد . این آلودگیها منجر به افزایش ذرات معلق، کربن سیاه و اکسیدهای نیتروژن شد و کیفیت هوا را در چند استان به سطح هشدار رساند.»
در جنگ 40 روزه و شامگاه 16 اسفند پارسال هم، مخازن نفت اقدسیه (شمال شرق)، ری (جنوب غرب)، شهران (شمال غرب) و فردیس (کرج) هدف حملات هوایی قرار گرفت که خسارت بسیار بیشتر داشت .
به دنبال انفجار این مخازن، دود سیاه حاصل از انفجار سوخت، تمام آسمان تهران و کرج را فرا گرفت و بارش باران اسیدی معروف به باران سیاه پس از این حملات، کیفیت هوای تهران و فردیس را به شدت کاهش داد چنانکه طبق هشدارهای جمعیت هلالاحمر و وزارت بهداشت و مرکز اورژانس استان تهران و البرز، هم هوای آلوده به آلایندههای ناشی از شعلهور شدن سوخت مخازن و هم باران اسیدی، برای تمام شهروندان تهران و فردیس یک مخاطره جدی بود و میتوانست به مشکلات چشمی، ریوی و تنفسی و حتی سوختگی شیمیایی منجر شود .
طبق گزارش سازمان حفاظت محیط زیست، در این حملات هوایی، در مجموع 368 هزار مترمکعب سوخت مایع در مخازن نفت تهران دچار حریق شد که به دنبال آن، حدود یک میلیون تن معادل دی اکسید کربن و نزدیک به 4 هزار تن ترکیبات آروماتیک یا ترکیبات آلی فرار و از جمله، دیاکسید گوگرد، منواکسید کربن، اکسیدهای نیتروژن، دوده، فلزات و ذرات ریز و همچنین گازهای آلی حلقوی مانند بنزن و متان در هوای پایتخت منتشر شد . همچنین به دنبال هدف قرار گرفتن مخازن سوخت فردیس البرز در شامگاه 16 اسفند، بالغ بر ۵۳ هزار تن دی اکسید کربن و حدود ۲۲۰ تن ترکیبات آروماتیک در هوا منتشر شد .
طبق گزارشی که خبرگزاری ایرنا به نقل از لسآنجلس تایمز نوشت: با حمله هوایی اسراییل به انبارهای نفت پایتخت در شامگاه 16 اسفند پارسال، ابری متشکل از گازهای سمی در منطقهای به وسعت حدود 300 هزار کیلومتر مربع و نزدیک به مساحت کشور ایتالیا آزاد شد که قابلیت جابهجایی چند صد کیلومتری ظرف چند ساعت را داشت و طبق تحلیل ماهوارهای و مقاله پژوهشگران چینی، این آتشسوزی، حدود ۲۹ هزار و ۸۰۰ تن دیاکسید گوگرد آزاد کرد . در این گزارش اشاره شده بود علاوه بر اینکه بر اثر ترکیب دی اکسید گوگرد با هیدروژن و اکسیژن، اسید سولفوریک تولید می شود، احتمالا همین گاز خورنده در ترکیب با بخار آب موجود در جو، عامل بارش اسیدی بعد از انفجارها بوده است .
اما حملات هوایی به انبارهای نفت تهران و البرز، نقطه پایان انتشار گازهای آلاینده و سمی بر اثر هدف قرار گرفتن زیرساختهای نفتی نبود . از 15 فروردین امسال هم، زیرساختهای پتروشیمیها در استان خوزستان و منطقه ویژه اقتصادی پارس جنوبی در استان بوشهر، هدف حملات هوایی قرار گرفت که به دنبال این حملات، علاوه بر تخریب مخازن پالایشگاهها، حجم گستردهای از گازهای سمی و آلایندههای شاخص نظیر منواکسید کربن، دیاکسید گوگرد، دیاکسید نیتروژن و ذرات معلق، در محیط پیرامون و در جوار خلیجفارس و دریای عمان و بنادر دریایی جنوب ایران منتشر شد .
شینا انصاری که ریاست سازمان حفاظت محیط زیست را برعهده دارد، در طول جنگ 40 روزه بارها خطاب به مسوولان نهادهای بینالمللی حافظ و دستاندرکار حفاظت محیط زیست نامه نوشت و درباره تبعات حملات هوایی برای محیط زیست و منابع طبیعی هشدار داد . انصاری که بعد از هدف قرار گرفتن مخازن نفت تهران و فردیس، این اقدام اسراییل را مصداق بارز اکوساید (جنایت محیط زیستی) دانسته بود، در یکی از مکاتبات خود در نیمه اول فروردین امسال، در نامهای خطاب به دبیر اجرایی محیط زیست سازمان ملل، نسبت به هفت نوبت حمله هوایی علیه تاسیسات اتمی صلحآمیز هستهای ایران و بهطور مشخص، سه نوبت تهاجم به نیروگاه هستهای بوشهر با وجود مقررات آژانس انرژی اتمی مبنی بر ممنوعیت هر گونه اقدام نظامی علیه مجموعههای فعال هستهای و نتایج فاجعهبار ناشی از نشت و تشعشع مواد هستهای و ایجاد آسیب پایدار و غیرقابل بازگشت برای محیط زیست هشدار داد و خواستار محکومیت فوری، صریح و روشن این حملات و تشکیل جلسات اضطراری جهت ممانعت از تشدید آسیبهای محیط زیستی در منطقه و الزام امریکا و اسراییل به توقف جنایات جنگی شد.
آوار جنگ و خطرات آن برای سلامت انسان و محیط زیست
تمام جنگهایی که دامنهاش به شهرها و مناطق مسکونی کشیده میشود، جان بسیاری از شهروندان غیرنظامی را میگیرد و جراحات شدید و گاه جبرانناپذیر برای ساکنان مناطق مسکونی ایجاد میشود . از دیگر خسارات بسیار مهم که آسیبهای روانی، مالی، اجتماعی برای غیرنظامیان به دنبال دارد، تخریب منازل مسکونی و سکونتگاههای مردم است . طبق گزارش شهرداری تهران، در جنگ 12 روزه بیش از 8 هزار واحد مسکونی و در جنگ 40 روزه بیش از 50 هزار واحد مسکونی در پایتخت، تخریب جزیی تا صد درصد داشت و بنیاد مسکن هم در گزارشی اعلام کرد که تعداد واحدهای مسکونی خسارتدیده از جنگ 40 روزه در سراسر کشور غیر از استان تهران بیش از 130 هزار واحد است . هم در جنگ 12 روزه و هم در جنگ 40 روزه، به دنبال حملات هوایی و اصابت صدها بمب و موشک و پهپاد در کوچه و خیابانهای شهرهای ایران، چند هزار تن آوار به جا ماند. آوار جنگ اما به بقایای ساختمانهای مسکونی تخریب شده محدود نمیشود. کارگاههای صنعتی تخریب شده، ضایعات تسلیحاتی و زیرساختهایی که هدف حمله قرار میگیرند هم بخش مهمی از آوار جنگند . تیر پارسال، معاونت محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست در گزارشی اعلام کرد:
«در جنگ 12 روزه، تنها در تهران حدود ۱۵۰ هزار تن نخاله و آوار جنگی تولید شد که زیان مستقیم آن بالغ بر ۷۵۰ میلیارد تومان برآورد میشود، همچنین هزینه پاکسازی و دفع ایمن پسماندهای صنعتی، الکترونیکی و نظامی در پایتخت به حدود ۳۰۰ میلیارد تومان رسیده است.»
نیمه خرداد امسال، معاون خدمات شهری شهرداری تهران اعلام کرد که حجم آوار جنگ 12 روزه و 40 روزه در پایتخت، در مجموع حدود 30 هزار تن بوده است . به گفته این مقام مسوول در شهرداری تهران، آوارهای ساختمانی و بهطور مشخص، آوار خانگی، بیشترین حجم پسماند هر دو جنگ بوده و بعد از انتقال آوار به نزدیکترین محل مورد تایید دستگاههای نظارتی، برای جداسازی اقلام و وسایل ارزشمند از آوار اقدام شده که این اقلام هم حدود ۵۰ درصد از آوار را تشکیل میداده و سپس پسماند نهایی با نظر دادستانی و شهرداری منطقه مربوطه، به مراکز آرادکوه یا آبعلی منتقل شده است .
تاثیر جنگ و آلودگی محیط زیستی
کارشناسان محیط زیست بارها با هشدار نسبت به خسارات گسترده جنگ برای محیط زیست اعلام کردند که علاوه بر انتشار آلایندههای ناشی از انفجارها در هوای شهرها، این آلایندهها قابلیت نفوذ در خاک و منابع آبهای زیرزمینی را هم دارد . در حالی که طبق اعلام مسوول بازرسی سازمان حفاظت محیط زیست، برآورد اولیه از خسارات محیط زیستی جنگ ۱۲ روزه به دنبال تخریب ۸۴۵۰ هکتار اراضی بر اثر آتشسوزی، رقمی بیش از ۲۰ هزار میلیارد تومان است؛ معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست چندی قبل در گفتوگوی رسانهای خود، با تشریح مخاطرات جنگ برای محیط زیست و حیات وحش ایران به ویژه در مواقعی که حملات هوایی در جوار زیستگاهها و منابع طبیعی بوده، اشاره داشت که تهدید گونههای نادر در معرض انقراض به دلیل از بین رفتن زیستگاهها، نابودی بخشی از جنگلها و مراتع، ایجاد استرس در حیات وحش به دنبال حملات هوایی و انفجار در جوار جنگلها و مراتع، آلودگی خاک و آب به مواد شیمیایی ناشی از انفجارها، تخریب زیستگاههای طبیعی و مناطق جنگلی و تالابها به دلیل عملیات نظامی و استفاده از تجهیزات سنگین، تنها بخشی از خسارات محیط زیستی جنگ است .
بیتوجهی به خسارات محیط زیستی و هدف قرار گرفتن منابع طبیعی ایران در جنگهای یکسال اخیر، در حالی بود که مطابق اصول حقوق بینالملل محیط زیست و حقوق بشردوستانه بینالمللی، هم در زمان جنگ و هم در زمان صلح، باید از وارد آمدن خسارات گسترده، بلندمدت یا شدید به محیط زیست طبیعی جلوگیری شود و اصل ۲۱ اعلامیه استکهلم ۱۹۷۲ و اصل ۲ اعلامیه ریو ۱۹۹۲ تاکید دارد که هرگونه اقدام نظامی منجر به آلودگی گسترده دریایی، تخریب زیستگاههای ساحلی یا آسیب به تنوع زیستی، میتواند خساراتی با گستره وسیعتر برای سایر کشورهای همجوار ایجاد کند . ماده ۵۵ پروتکل الحاقی به کنوانسیون ۱۹۷۷ ژنو هم بر جلوگیری از آسیب گسترده شدید و طولانی مدت به محیط زیست در جریان مخاصمات مسلحانه تاکید دارد ولی با این حال، اینطور که رییس سازمان حفاظت محیط زیست در مکاتبات خود با نهادهای بینالمللی حافظ محیط زیست از جمله سازمان ملل متحد، برنامه محیط زیست ملل متحد، کنوانسیونهای تنوع زیستی، تغییرات اقلیمی و اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت تاکید کرده، هم در جنگ 12 روزه و هم در جنگ 40 روزه، بارها مناطق حساس محیطزیستی و نقاطی همجوار با زیستبومهای حساس، تاسیسات انرژی، ذخایر نفتی و زیرساختهای صنعتی هدف حملات هوایی قرار گرفته در حالی که نه تنها تخریب عامدانه محیطزیست به عنوان مصداق بارز جنایت زیستمحیطی، تهدیدی علیه امنیت زیستی و نقض آشکار تعهدات بینالمللی است، خطر نشت مواد شیمیایی، آلودگی آب و هوا، تخریب غیرقابل بازگشت اکوسیستمها و تهدید سلامت عمومی به دنبال این حملات، نه تنها ایران، بلکه ثبات محیط زیستی منطقه و سلامت فرامرزی را تهدید میکند.
اسفند پارسال و در ایام جنگ، معاون محیطزیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیطزیست با هشدار نسبت به پیامدهای زیستمحیطی جنگ در خلیجفارس و دریای عمان گفته بود که تحولات نظامی و انفجار در تاسیسات و شناورها میتواند با ایجاد انواع آلودگیهای نفتی، شیمیایی و صوتی، زیستگاههای حساس و تنوع زیستی کمنظیر این منطقه دریایی را با تهدیدهای جدی و در برخی موارد جبرانناپذیر مواجه کند در حالی که خلیجفارس و دریای عمان به دلیل شرایط خاص محیطزیستی و وجود زیستگاههایی مانند آبسنگهای مرجانی، جنگلهای مانگرو، بسترهای علفی و جلبکی، نوزادگاههای آبزیان، مصبها و خورها، از مناطق مهم تنوع زیستی در غرب اقیانوس هند محسوب میشوند ولی موقعیت استراتژیک منطقه باعث شده برخی زیستگاههای حساس بهویژه آبسنگهای مرجانی در سواحل و جزایر خلیجفارس در معرض تهدید قرار گیرند که مهمترین این تهدیدها شامل آلودگی ناشی از خطوط لوله و تاسیسات نفتی، حملونقل دریایی بهویژه تردد تانکرهای نفتی، حوادث کشتیها و در راس همه آنها جنگ است.
به گفته این مقام مسوول، در جنگ 40 روزه، در محدوده دریایی خلیجفارس و دریای عمان، پهنهای بیش از ۵۰۰ هزار کیلومتر مربع به اشکال مختلف در معرض انواع آلودگیها و تخریب زیستگاههای دریایی قرار گرفت در حالی که انفجار در تاسیسات و شناورها میتواند به انتشار گسترده آلایندهها از جمله آلودگی هوا، آلودگیهای نفتی و مواد روغنی، مواد سمی و خطرناک موجود در محموله کشتیها، عایقهای صوتی و حرارتی بدنه شناورها و رنگهای ضدخزه منجر شود و همچنین آلودگیهای صوتی ناشی از انفجارها، پارازیتها و امواج مورد استفاده در شناورهای جنگی، امواج فرابنفش و مادون قرمز و سایر فناوریهای مورد استفاده در جنگهای الکترونیکی نیز میتواند زیستگاهها و تنوع زیستی محیطزیست دریایی را با مخاطرات جدی و در مواردی غیرقابل بازگشت مواجه کند.

نظر شما